سر سطر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
دورکعت نماز عشق
دورکعت نماز عشق
"رکعتان فی العشق لا یصح وضوئها الا بالدم"
نماز عشق دو رکعت است که وضویش نباشد الا به خون
این را حلاج گفته بود دم مرگ
اما برایم آشنا بود
سخن حافظ که:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
بازهم گویی آن را جایی شنیده بودم
"فزت ورب الکعبة"
به خدای کعبه سوگند رستگار شدم
مدت های زیادی برایم سوال بود که چگونه انسانی مرگ را رستگاری خویش می داند این سوال همیشه در ذهنم بود
تا در ایات وروایات خواندم
آنانی که آخرتشان از دنیایشان بهتر است
مرگ برایشان رستگاری است اما آنانی که دنیایشان را با ویرانی آخرت آباد کرده اند ....خدایا به تو پناه می بریم
| لینک | ۱۳۸٧/٦/۳۱ - ..... رهرو |
شطرنج
درود
این پیاده می شود، آن وزیر می شود
صفحه چیده می شود، دار و گیر می شود
این یکی فدای شاه ، آن یکی فدای رخ
در پیادگان چه زود مرگ و میر می شود
فیل کج روی کند، این سرشت فیل ها ست
کج روی در این مقام دلپذیر می شود
اسپ خیز می زند، جست و خیز کار اوست
جست و خیز اگر نکرد، دستگیر می شود
آن وزیر می کشد ، آن وزیر می خورد
خورد و برد او چه زود چشمگیر می شود
ناگهان کنار شاه خانه بند می شود
زیر پای فیل، پهن، چون خمیر می شود
آن پیاده ضعیف عاقبت رسیده است
هر چه خواست می شود، گر چه دیر می شود
این پیاده ، آن وزیر... انتهای بازی است
این وزیر می شود آن به زیر می شود
(محمد کاظم کاظمی)
بدرود
| لینک | ۱۳۸٦/۱٢/۱۸ - ..... رهرو |
يادگاری
خسته ام از آرزوها ...آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را روزوشب تکرار کردن
خاطرات بایگانی ، زندگیهای اداری
آفتاب زردو غمگین،پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته ، چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلیهای خمیده، میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده، گریه های اختیاری
عصر جدولهای خالی، پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی ، نیمکتهای خماری
رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردن
شنبه های بی پناهی، جمعه های بیقراری
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد، باری
روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها نامی از مایادگاری
دکتر قیصر امین پور
| لینک | ۱۳۸٦/۸/۱۳ - ..... رهرو |
يانگوم بزرگ
درود
دیشب هم مثل هفته های قبل چند میلیون آدم برای مصایب یانگوم آه کشیدند کسی که اصلا معلوم نیست توی تاریخ تمدن وعلم وفرهنگ بشریت چه محلی از اعراب داره اما فرزندان خلفش اونو احیا میکنن واینجوری جاودانه میشه اگه اونا کسانی مثل بوعلی رازی خوارزمی بیرونی خیام ودیگران رو داشتند چه کار می کردند
وماچه کردیم......؟؟!!
بدرود
| لینک | ۱۳۸٦/۸/۱٢ - ..... رهرو |
چه زود دير می شود
درود
حسرت هميشگی
حرف های ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکايت هميشگی!
پيش از آنکه باخبر شوی
لحظه ی عزيمت تو ناگزير می شود.
آی...
ای دريغ و حسرت هميشگی
ناگهان
چقدر زود
دير می شود!
(قيصر امين پور)
بدرود
| لینک | ۱۳۸٦/٥/۳٠ - ..... رهرو |
دلتنگی
درود
تمام اندوه دلم
وتمام دلتنگی هایم را
به آسمان خواهم داد
تا از چشمان آسمان
بگریم
این اندوه جانکاه را
بدرود
| لینک | ۱۳۸٦/٥/٢۸ - ..... رهرو |
بازی روزگار
به نام خداوند جان وخرد
درود
« یکی نغز بازی کند روزگار
که بنشاندت پیش آموزگار»
بدرود
| لینک | ۱۳۸٦/٢/٧ - ..... رهرو |
عيد رمضان
به نام خدا
عیـــدرمضــان آمــدوماه رمضـــان رفت
صدشکرکه این آمدوصدحیف که آن رفت
عید فطر مبارک
بدرود
| لینک | ۱۳۸٥/۸/۱ - ..... رهرو |
باران
به نام خدای باران
توی این هوای دم کرده تابستون واقعا می چسبه از دیشب وقتی بوی خاک باران خورده توی فضا پیچید هنوز زمین با عطش تموم دهانشو باز کرده فکر می کنم واسه زمین از یخ دربهشت وبستنی هم لذت بخش تره خوب شد که اومد دیگه داشتیم دلتنگش می شدیم
| لینک | ۱۳۸٥/٥/۸ - ..... رهرو |
به نام آنکه نامش حرز جان هاست
ثنايش جوهر تيغ زبان هاست
.... مدتيه توخبرا از طراحی مد لباس می شنويم دوروزی هم هست که تو تلويزيون کارشناسی دارن؟! همه گله می کنن که جوونای ما از مد های خارجی پيروی می کنن وگله می کنن که چرا مد داخلی مناسب با فرهنگ ما وجود نداره؟! خوب من که خيلی حرف دارم اما کجا ميتونم بگم ؟ اخه اگه مد های مناسب با اين مرزو بوم باشه مگه قبولش دارين؟ اخه کدوم هموطن کرد ما با لباس کردی اومد مدرسه که بهش گير ندادين؟ کجا يک ايرانی بلوچ ميتونه با لباس محلی بياد مدرسه؟ يه دختر ترکمن ميتونه با روسری بلند ورنگارنگ وقشنگش بياد مدرسه؟ دوره قبل تو المپيک وقتی لباسای بومی محلی رو تو نمايشگاه شرکت دادن شنيدم از ايران لباس زنان قاسم ابادی يکی سه طرح برگزيده شد اما کجا زنان کشور ما ميتونن با اون لباس تو جامعه ظاهر بشن؟ و.....حالا باز بگين ما مد داخلی مناسب با فرهنگمون نداريم کافيه برين تو کتيبه های بيستون تو خرابه های تخت جمشيد ببينين که تو فرهنگ ما چه جوری لباس می پوشيدن سندی که هنوز وجود داره اما کی قول ميده فردا اگه چن تا جوون اونجوری لباس بپوشن يقه اونا رو نگيرن ومتهم به ......نشن؟
بدرود
| لینک | ۱۳۸٥/۳/۱٢ - ..... رهرو |
به نام خدای خرد آفرين
جريمه
ّمن مثل روز های دبستان
پراز کسالت وترديدم
ودفترم
از مشق های خط خورده
سياه است
هراس من اين است
فردا که زنگ حساب آمد
با اين کمينه چنين خواهند گفت
بايد هزار بار
درشعله های آتش دوزخ فرو روی
اينت جريمه برو ّ
سلمان هراتی
| لینک | ۱۳۸٥/۳/۳ - ..... رهرو |
بـه نــام خــداونــد بـالا وپسـت
که محتاج اويند هرآنچه هست
علم بهتر است يا ثروت
۱- همه ما می دانيم که علم بهتر از ثروت است ما می توانيم درس بخوانيم تا در آينده پولدار شويم......
۲- علم خيلی خوب است من هم می خاهم درس بخانم تا دکتر شوم آن وقت يک امل جراهی که دکتر بکند يک مليون تومن پول می گيرد .........
۳- علم معلوم است که بهتر است ولی پول هم خوب است اگر پول نداشته باشيم چطور برويم دانشگاه آزاد درس بخوانيم وشهريه بدهيم........
۴- علم خيلی خوب است ديروز وقتی که باران می آمد ومن و اقا معلم در ايستگاه برای ماشين ايستاده بوديم و اقا چترش را داد به من تاخيس نشوم يک ماشين امد وبرای اقا معلم بوق زد خيلی با کلاس بود واقا معلم گفت بچه ها درس بخوانيد اين اقای مهندس هم يک روز مثل شما شاگرد من بود ماشين هم خيلی با کلاس بود وبرای معلم ما بوق هم زد.......
۵- به نام خدايی که اولين معلم اوست وپيامبران را برای تعليم فرستاد علی (ع) می فرمايد :علم از ثروت بهتراست علم تورا حفظ می کند حال انکه تو ثروت را حفظ می کنی دانشمندان تا دنيا باقی است باقی هستند و......
(اين اخری انشای پسر خود معلمه شايد خودش براش گفته زياد توجه نکنين )
| لینک | ۱۳۸٥/٢/۱٢ - ..... رهرو |
به نام خدای گل وشکوفه خدای بهار
درود
بهار امده است وزمين پيراهنی نو برتن کرده است درختان تاجی از شکوفه برسر گذاشته اند وپرستوها در ابی اسمان رقص پرواز گرفته اند و مرابا خود به گذشته ها می برند روزهايی که چشمهايمان به دستها نگاه می کردند تا صدای سکه ای ديگر رادرقلکهايمان بشنويم قلکی که تمام سکه های درون آن را می شناختيم وبارها شمرده بوديم قلکهايی که هيچگاه پر نمی شد قلکهايی که به سيزده بدر هم نمی کشيد وشکسته می شد قلکهايی که نداشتيم و باز بهار آمده است وحالا چشمهايی که به دستهای ما خيره می شوند وباز قلکهايی که زود شکسته می شود
بدرود
| لینک | ۱۳۸٥/۱/٤ - ..... رهرو |
به نام خدای بهار آفرين
درود
صدای گامهای بهار از پشت دروازه های شهر به گوش می رسد بهار درپشت پنجره به انتظارنشسته است بهاربا کفشها ولباسهای نو با عيدی ها وتخم مرغهای رنگين با اجيل وشيرينی درراه است وعمو نوروزبا يک بغل گل وسبزه با يک مشت اسکناسهای نو با آب وآيينه پشت پنجره به انتظار نشسته است بنفشه ها از خواب برخاسته اند می شنويد صدای پای بهار است که نزديک می شود
..........بدرود
| لینک | ۱۳۸٤/۱٢/٢٥ - ..... رهرو |
بسم الله الرحمن الرحيم
هست کليددرگنج حکيم
درود
" من مانند کسی نيستم که از مرگ می ترسد مرگ در راه رسيدن به عزت واحيای حق چقدر آسان است مرگ درراه رسيدن به عزت زندگی جاودان است وزندگی باذلت مرگی است که هيچ نشانی از زندگی در آن نيست آيا مرا از مرگ می ترسانی ؟ تيرت به خطا رفت وزهی خيال باطل من از مرگ نمی ترسم نفس من بزرگتر از آن است وهمت من برتر از آن است که به خاطر ترس از مرگ ستم را تحمل کنم آيا برچيزی بيشتر از کشتن من توانايی داريد؟ ای خوشا به مرگ در راه خدا ولی شما نمی توانيد عزت وشرف مرا نابود سازيد بنابر اين من از مرگ نمی ترسم "
حسين بن علی
درطول تاريخ چند نفر اينگونه باجرات وباصلابت درباره مرگ وزندگی سخن گفته اند؟
بدرود
| لینک | ۱۳۸٤/۱۱/۱٩ - ..... رهرو |
ای به يادت تازه نام عاشقان
زآب لطفت تر زبان عاشقان
درود
هنوز نور ستارگانی که مدتها پيش خاموش شده اند به ما می رسد همينطور بزرگانی که قرنها پيش از دنيا رفته اند با اشعه شخصيت های بزرگشان درما تاثير می گذارند
جبران خليل جبران
بله ستارگانی که سالها پيش از بين رفته اند تازه نور انها به ما می رسه به خاطر بعد مسافت با کره زمين وهمچنين بزرگانی که هنوز در زندگی ما تاثير ی بسيار دارند ودر مقابل آدمهایی که هنوز زنده اند ولی خير اونا به کسی نمی رسه ودر حقيقت مرده اند؟
ومن فکر می کنم آيا زنده ام؟!! واقعا نمی دونم
زنده باشين
بدرود
| لینک | ۱۳۸٤/۱۱/۸ - ..... رهرو |
نه تنـــــها بلنــــدی وپستــــی تــــويی
که هستی ده وهست وهستی تويی
درود
«مرگ منو از زندگی دور می کنه وزندگی منو از مرگ دور ميکنه»
اين جمله رو امشب تو فيلم شنيدم ويادم اومد که لامارتين گفته:
زندگی شعله ای است يا با آتش ان می سوزيم ويا خاموشش می کنيم ودر تاريکی زندگی می کنيم
وگوته بر اين باور است که :
زندگی بی ثمر مرگ زود رس است
وديگری گفته است :
زندگی چون قطار سريعی است از آنچه گذشت رويايی است وآن چه درپيش است گمان
زنده باشين
بدرود
| لینک | ۱۳۸٤/۱٠/٢٧ - ..... رهرو |
ستايش کنم ايزد پاک را
که دانا وبينا کند خاک را
چه ديرنده شبی بالاخره صبح شد شب يلدا رو ميگم در زبان سريانی به شب تولد يلدا گفته ميشد (شب تولد رهايی بخش -منجی ) بعدها چون زمان دقيق تولد عيسی (ع) رو نميدونستند اونو با شب يلدا تطبيق دادند وما ايرانيا به همراه مسيحيا اين شبو جشن می گيريم از روزگاران کهن شايد زودتر از مسيحيان وشايد زودتر از ميلاد مسيح (ع) خدا ميدونه اما بالاخره صبح شد
بدرود
(امروز يکی از بچه ها موقع امتحان می گفت ورقه ها رو زود بدين روز کوتاهه!)
| لینک | ۱۳۸٤/۱٠/۱ - ..... رهرو |
به نام او که مهربانترين مهربانان است
درود
گوته گفته:زندگی بدون عشق مثل ماه بدون نوره
اين روزا روز جهانی معلولينه وقتی بعضی از اونا رو می بينم که باوجود اين همه نا ملايمات وموانع چگونه تلاش می کنند وکارهای بزرگی رو انجام ميدن به خودم ميگم واقعا اينا کم توان هستن يا من؟واين مطلب رو که امروز خوندم اينجا می نويسم تا خيلی هم بی تفاوت از کنار اين موضوع نگذشته باشم
( ايامی فرا می رسد که خورشيد بدون هيچ توجيه و وقت قبلی ناپديد می شود ....ابرهای اندوه پرده ای خاکستری برچشمان زيبايت می اندازند شايد اشک خشم وناکامی فرو ریزد ....اما نااميدی يعنی مرگ وباوجود فراق وناکامی عشق يعنی زندگی زيرا عشق تنها درختی است که درتمامی فصول ميوه می دهد ...ايا اينگونه نيست ) فارس الضاهر ازمقدمه کتاب حب فی الادغال
بدرود
| لینک | ۱۳۸٤/٩/۱٥ - ..... رهرو |


